
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : دوشنبه 1389/06/01 |
نوع مطلب :*گوناگون|
خراسان - مورخ یکشنبه 1389/05/31 شماره انتشار 17630
خريدار يک «پارچ مسي» وقتي از تقلبي بودن آن باخبر شد، بعد از اين که نتوانست پول خود را پس بگيرد، فروشنده را به قتل رساند.به گزارش فارس، شامگاه 24 شهريور سال 88، ساکنان يک مجتمع مسکوني در سعادتآباد مأموران پليس را از فقدان مشکوک همسايه خود باخبر کردند. مأموران پليس به همراه عوامل آتشنشاني به محل موردنظر رفتند و بعد از ورود به منزل، با جسد غرق در خون مرد صاحب خانه به نام عليرضا روبه رو شدند.
با اظهارات نگهبان مجتمع و انجام تحقيقات لازم، مدتي بعد يکي از آشنايان مقتول به اتهام قتل دستگير و بعد از چند مرحله تحقيقات به قتل اعتراف کرد. متهم به قتل، ابتدا قصد داشت قتل را گردن زني که با مقتول رابطه داشت بيندازد اما در نهايت اعتراف کرد که مقتول را به علت اين که حاضر نبود بدهياش را بپردازد به قتل رسانده است.
قرار مجرميت متهم در دادسراي جنايي تهران صادر و به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع داده شد که صبح ديروز در شعبه 113 دادگاه کيفري استان تهران و به رياست قاضي محمدسلطان همتيار به آن رسيدگي شد. ذبيحزاده نماينده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده مانند شکايت اوليايدم، نظريه پزشکي قانوني، کشف خون متهم در محل قتل و اعتراف متهم، بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد. اوليايدم نيز خواستار قصاص وي شدند.در ادامه، متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اين که انگيزه قتل نداشته است، گفت: با مقتول آشنا بودم و هر از گاهي براي او وسايل مصرف «شيشه» ميبردم. چند ماه قبل از قتل، او يک «پارچ» مسي به من نشان داد و با بيان اين که عتيقه است قيمت آن را 300 ميليون تومان عنوان کرد، ولي گفت به خاطر مشکلات مالي حاضر است آن را به قيمت 70 ميليون تومان به من بفروشد. وي ادامه داد: بافروش 2 ماشين و قرض از پدرم و خواهر همسرم، پارچ را به قيمت 63 ميليون تومان از او خريدم و قرار شد خودش براي آن مشتري پيدا کند تا من بدهيهايم را بپردازم. متهم گفت: مدتي بعد، پارچ را به خيابان منوچهري بردم و به يک عتيقهفروش نشان دادم، اما او گفت اين پارچ نه عتيقه است و نه قدمت و قيمتي دارد.
اما به خاطر ترسي که از عليرضا داشتم، نتوانستم اين موضوع را به او بگويم و فقط از او خواستم يا پول من را به من پس بدهد يا يک مشتري براي آن پيدا کند. وي در ادامه اظهاراتش افزود: حدود 7 ماه از اين موضوع گذشته بود که يک روز عليرضا از من خواست برايش«پايپ» ببرم.
با هماهنگي نگهبان مجتمع به خانه او رفتم. وقتي به او گفتم پول را به من برگرداند، امتناع کرد و در همان لحظه موضوع تقلبي بودن پارچ را به او گفتم. متهم ادامه داد: عليرضا از حرف من عصباني شد و شروع به فحاشي کرد. به سمت من آمد و بعد از اين که با اسپري اشکآور به من حمله کرد، ضرباتي هم با چاقو به سر و گردنم زد. من هم يک لحظه متوجه شدم که يک چاقو در دستم است و با آن مقتول را زدم. با حوله سرم را بستم و بعد از خروج از خانه، لباس و حوله خوني را به همراه پارچ و چاقو داخل جوي آب انداختم. بعداز اظهارات متهم، وکيل مدافع وي در جايگاه قرار گرفت و با استناد به حمله مقتول به متهم، اقدام متهم را دفاع مشروع از خود عنوان کرد و خواستار تبرئه وي از اين اتهام شد. قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : یکشنبه 1389/05/31 |
نوع مطلب :*گوناگون|

« عـادت » و « اعتــياد » دو اصطلاح و عنواني هستندكه در افكار عمومي به غلط مشابه و معادل هم در نظر گرفته ميشوند در صورتيـكه اختلاف كلي و اساسي با هم دارند .
« عادت » در اصل عبارتست از تطابق موجود زنده با محيط زيـست يا شرايـط جديد و بيسابقه كه در انسان انواع مختلف وجود داشته و در كتاب « معماي عادت » طرح جديـدي در مورد تعريف و تقسيمبندي آن ارئه گشته و « عادت » بر چهار گروه اصلي بشرح زير تقسيم شدهاند :...
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : شنبه 1389/05/30 |
نوع مطلب :*گوناگون|
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : چهارشنبه 1389/05/27 |
نوع مطلب :*گوناگون|
سارقي که بعد از انجام سرقت در رخت خواب منزل محل سرقت به خواب رفته بود، با حضور صاحب خانه دستگير شد.ساعت 21:45 بيستم مردادماه زني که به همراه همسرش از ميهماني برگشته بود، وقتي وارد منزلشان در قاسم آباد مشهد شد با ديدن مردي غريبه که در تخت خواب منزل به خواب رفته بود، وحشت زده شد و شروع به داد و فرياد کرد که با سر و صداي زن، مرد غريبه از خواب پريد و اقدام به فرار کرد.
به دنبال اين ماجرا همسر اين زن نيز بلافاصله مرد سارق را تعقيب کرد و موفق شد با همکاري اهالي محل وي را دستگير و تحويل ماموران کلانتري دهد.به گزارش خراسان، متهم در بازجويي هاي پليسي اعتراف کرد که براي سرقت وارد منزل شده و بعد از سرقت چون احساس خستگي مي کرده، روي تخت خواب دراز کشيده و به خواب رفته که با سر و صداي زن صاحب خانه از خواب پريده است.وي همچنين اعتراف کرد: با سرقت ۴ عدد سکه طلا، يک دستبند، گوشواره جواهر و مبلغ يک ميليون تومان وجه نقد از منزل فرار کرده و اموال سرقتي را به هم دستش که در بيرون منزل منتظر بوده داده است. با اعترافات متهم هم دست وي نيز توسط ماموران کلانتري دستگير و اموال سرقتي به همراه تعدادي مدارک ديگر از وي کشف شد.رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي گفت: پرونده اين سرقت براي رسيدگي تخصصي به پليس آگاهي ارجاع داده شد که افسران تحقيق با بررسي مدارک و بازجويي هاي تخصصي از سارقان متوجه شدند اين مدارک در جريان سرقت سه منزل و يک خودرو به سرقت رفته است.
سرهنگ صادقي افزود: متهمان در رابطه با سرقت خودرو مدعي شدند که خودرو را به لحاظ نقص فني در خيابان رها کرده اند و در مجموع به ۴ فقره سرقت منزل و يک فقره سرقت خودرو اعتراف کردند که ماموران پليس آگاهي جست وجوي خود را براي کشف خودروي سرقتي نيز آغاز کرده اند.رئيس پليس آگاهي استان خراسان رضوي در پايان يادآور شد: در ادامه رسيدگي به اين پرونده يک نفر خريدار اموال سرقتي نيز دستگير شد و متهمان با تشکيل پرونده براي سير مراحل قانوني به مقام قضايي معرفي شدند.
خراسان - مورخ دوشنبه 1389/06/08 شماره انتشار 17637
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : دوشنبه 1389/05/25 |
نوع مطلب :*گوناگون|
خيانت
سرم محکم به سنگ زمانه خورد و از قله غرور و خودخواهي آن چنان سقوط کردم که ديگر رو ندارم به چشمان پدر و مادرم نگاه کنم. «رامين» با صدايي بغض گرفته افزود: ۳ سال قبل تازه از سربازي آمده بودم که با کمک پدرم کار و کسب آبرومندانه اي راه انداختم و روي پاي خودم ايستادم. خانواده ام از تلاش و پشتکارم راضي بودند و تصميم گرفتند برايم آستين بالا بزنند. در حالي که آن ها دختران قوم و آشنا را معرفي مي کردند من به مادرم گفتم با دختري به نام سوسن آشنا شده ام و او را خيلي دوست دارم. پدر و مادرم با خوشحالي تحقيقات خود را درباره دختر مورد علاقه ام آغاز کردند ولي آن ها با اطلاعاتي که در مورد سوسن و خانواده اش به دست آوردند مخالفت شديد خود را با اين ازدواج اعلام کردند.مرد جوان افزود: متاسفانه من که يک دل نه، صد دل عاشق و خاطر خواه شده بودم بدون توجه به نظر و خواسته خانواده ام و تحت تاثير حرف هاي تحريک آميز سوسن، از خانه فرار کردم و همراه دختر مورد علاقه ام به يکي از شهرهاي شمالي کشور رفتيم. ما ۲ روز در خانه يکي از دوستان دوران سربازي ام ميهمان شديم و سپس به شهر خودمان بازگشتيم و به اين ترتيب بود که خانواده ام از ترس آبروي شان بساط مراسم عقدکنان را چيدند و من زندگي مشترک خود را با کسي که از صميم قلب دوستش داشتم آغاز کردم.
روزهاي اول خيلي خوب و شيرين گذشت و هر چيزي که همسرم اراده مي کرد برايش فراهم مي ساختم. سوسن دنبال مد و تفريحات متنوع بود و براي هر مجلس و مراسمي لباس هاي گران قيمت مي خريد من هم چون خيلي دوستش داشتم با اين که از نوع لباس پوشيدن و حرکات و رفتارش در بيرون از خانه دلخور بودم چيزي نگفتم و با خودم مي گفتم به مرور زمان و با تولد يک فرزند همه چيز درست خواهد شد. اما افسوس که با تولد دخترمان هم سوسن تغييري نکرد و حتي از چندي قبل متوجه حرکات و رفتار و تلفن هاي مشکوک او شدم. من او را زير نظر گرفتم و به چشم خودم ديدم وقتي سرکار هستم مرد غريبه اي...!در اين لحظه بغض دلتنگي مرد جوان شکست و او که براي پي گيري شکايت خود به پليس مراجعه کرده بود رشته کلامش پاره شد. فرمانده انتظامي شهرستان جوين درباره اين پرونده به خراسان گفت: با اعلام شکايت رامين، ماموران انتظامي سوسن و مرد جواني را به اتهام رابطه نامشروع در منزل مسکوني دستگير کردند.
سرهنگ حسين بدري افزود: متهمان اين پرونده با تشکيل پرونده به مراجع قضايي معرفي شده اند. وي تاکيد کرد: مشاوره قبل و بعد از ازدواج مي تواند بسياري از اختلافات و مشکلات را حل کند تا جوانان با آگاهي از مهارت هاي زندگي، انتخاب صحيح و درستي در زمان ازدواج داشته باشند و راه حل منطقي براي اختلافات و مشکلات خود به کار گيرند.
منبع :روزنامه خراسان
گرد آوری :وبلاگ تخصصی حقوق ایران www.dad-law.blogfa.com
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : شنبه 1389/05/23 |
نوع مطلب :*گوناگون|
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 |
نوع مطلب :*گوناگون|
خراسان - مورخ دوشنبه 1389/05/18 شماره انتشار 17619
مرد جواني که دوست خود را در جريان درگيري با قليان به قتل رسانده بود، با حکم دادگاه به قصاص محکوم شد.به گزارش فارس، بامداد 3 آبان سال گذشته، مأموران کلانتري 132 نبرد از مرگ يک مرد جوان در محل بيمارستان بعثت در حوزه اين کلانتري با خبر شدند. مأموران با حضور در محل بيمارستان دريافتند، جوان 28 سالهاي به نام مهدي بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به بدنش به شدت مجروح شده و در بيمارستان جان باخته است. تحقيقات نشان داد خانواده مقتول مدعي هستند، فرزندشان ساعت 7 همان شب در يک درگيري با فردي ناشناس به شدت مجروح و به بيمارستان منتقل شده است. با شروع تحقيقات، اطلاعات مشخصي از اين درگيري منجر به قتل در دست نبود، اما بررسيها براي مشخص شدن زواياي پنهان اين پرونده و همچنين تحقيقات و بررسي اظهارات شهود انجام شد.
سرانجام يک روز بعد، متهم به قتل به همراه يکي از حاضران در صحنه درگيري به نامهاي سعيد و مجيد به ترتيب 25 و 26 ساله در محل اختفايشان دستگير شدند. سعيد 25 ساله در اولين جلسه بازجويي مدعي شد: با مهدي درگير شدم و سپس با تنه فلزي قليان به سر مهدي يک ضربه وارد کردم. پس از وارد کردن ضربه به سر مهدي، مهدي را در آغوش گرفتم و به درگيريمان خاتمه دادم اما صبح با حضور مأموران پليس دريافتم مهدي کشته شده است. با اعتراف متهم، قرار مجرميت وي در دادسراي جنايي تهران صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد که صبح ديروز به رياست قاضي نورا... عزيزمحمدي به آن رسيدگي شد. اصغريروشن، نماينده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده، بزه انتسابي به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وي شد. اوليايدم نيز خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند. در ادامه، متهم به قتل در جايگاه قرار گرفت و گفت: به پيشنهاد مقتول براي مصرف مشروب با ماشين او به يک خيابان رفتيم. بعد از مصرف مشروب، او از ماشين پياده شد و شروع به عربدهکشي و ايجاد مزاحمت براي مردم کرد. وي ادامه داد: او سرش را به روي خودروهاي عبوري ميکوبيد و من هم براي آرام کردن او مجبور شدم با قسمتي از بدنه قليان به سرش بزنم. او آرام شد و داخل ماشين نشست ولي ناگهان با بيان اين که چرا او را مقابل چشم مردم زدهام، گردنم را از پشت گرفت و من هم با همان وسيله به سرش زدم تا رهايم کند.
متهم افزود: او پشت ماشين آرام نشست ولي وقتي به محل برگشتيم متوجه وخامت حالش شدم و چون لباسم خوني بود از مجيد خواستم او را به بيمارستان برساند. به خانه مجيد رفتم و لباسم را عوض کردم و صبح روز بعد توسط پليس دستگير شدم. تا لحظه دستگيري از مرگ مهدي بي خبر بودم. وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اين که چاقويي که با آن مهدي را زدي چه کردي، گفت: من چاقويي به مهدي نزدم و فقط با بدنه تيز قليان به او زدم که آن را هم از ماشين بيرون انداختم. ادعاي متهم در باره مصرف مشروب توسط مقتول با واکنش پدر مقتول روبرو شد و گفت: پسر من جواني نبود که مشروب مصرف کند و تمام اهالي محل ميتوانند در اين باره شهادت دهند. متهم به قتل در بيان دفاع آخر و در حالي که به پاي والدين مقتول افتاده بود، گفت: من از آن ها نميخواهم رضايت بدهند بلکه ميخواهم فقط مرا ببخشند تا در آخرت شرمنده مهدي نباشم. بعد از اظهارات متهم، قاضي عزيزمحمدي ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه متهم را به قصاص و تحمل 80 ضربه شلاق محکوم کرد.
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : دوشنبه 1389/05/18 |
نوع مطلب :*گوناگون|
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : شنبه 1389/05/16 |
نوع مطلب :*گوناگون|
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : پنجشنبه 1389/05/14 |
نوع مطلب :*گوناگون|
مجله حقوقي كانون وكلاي دادگستري خراسان
احمد بهراميه
چكيده
تعيين ماهيت حقوقي قرارداد ورزشي، با بررسي اركان اين قرارداد و مقايسه آن با عقود مشابه ديگر ميسر مي شود. قرارداد ورزشي از باشگاه و بازيكن بعنوان طرفين قرارداد و تعهد بازيكن به اعمال مهارت، تكنيك، قواي جسمي و فكري در مسابقات و تمرينات و تعهد باشگاه به پرداخت دستمزد بعنوان موضوع قرارداد تشكيل شده است. اركان عقود سبق و رمايه و اجاره انسان بعنوان عقود مشابهي كه قابليت مقايسه با قرارداد ورزشي را دارند به ترتيب عبارتست از :
كساني كه در مسابقه شركت مي كنند و انجام مسابقه در رشته هاي ورزشي معين و عوض يا جايزه و همچنين در اجاره انسان؛ اجير ومستاجر بعنوان طرفين و نيز تعهد اجير به انجام كار و تعهد مستاجر به پرداخت اجرت بعنوان موضوع قرارداد. از مقايسه اين عقود چنين نتيجه گرفته مي شود كه قرارداد ورزشي از مصاديق قرارداد اجاره انسان است. با توجه به اينكه بخش زيادي از قراردادهاي اجاره انسان مشمول قانون كار شده است بايد گفت: ملاك تشخيص اجير از كارگر، يعني تبعيت حقوقي كارگر از كارفرما در رابطه با بازيكنان و باشگاههايشان وجود دارد....
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : سه شنبه 1389/05/12 |
نوع مطلب :*گوناگون|
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : یکشنبه 1389/05/10 |
نوع مطلب :*گوناگون|
مقدمه :
پول از هزاران سال پیش در تمدنهای مختلف وجود داشته است. رواج پول، ناشی از علل و اسباب اقتصادی و غیر اقتصادی است. همانند باج و خراج- تجارت- آداب و فرايض مذهبی و غیره. پولهای اولیه اشکال مختلفی داشتهاند: از خرمهره های پوست صدف گرفته تا کله و یا دندان گاو و بعدها مسکوکات، همه انواع مختلفی از پول بودهاند.
دوران توسعه و پیشرفت پول را می توان به چند گروه اصلی تقسیم نمود : اول : عبارت است از استفاده از اشیا به عنوان پول. دوم : عبارت است از تجارت با اشیاي ارزشمند. سوم : سکه ها. چهارم : اسکناس. پنجم : حسابهای سپرده. ششم : پول پلاستیکی. هفتم : پرداخت الکترونیکی و انتقال الکترونیکی وجوه و نهم : سکه های دیجیتالی.
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : جمعه 1389/05/08 |
نوع مطلب :*گوناگون|
میخواستم همسرم را خوشحال کنم، اصلاً تصور نمیکردم گرفتار شوم، با خود فکر میکردم قبولی در امتحانات سراسری کارشناسی ارشد بهترین هدیه ای است که میتوانم به همسرم تقدیم کنم!
وطن: يك پزشک عمومی در اقدامی عجیب با پوشیدن لباس زنانه به جای همسرش در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کرد.این مرد که 2 سال در کشور انگلیس دورههای کامپیوتر را نیز گذرانده است در آزمون کارشناسی ارشد کامپیوتر به جای همسرش شرکت کرد، اما پوشش زنانه نیز نتوانست راز این زن و شوهر را پنهان نگاه دارد. 25 بهمن ماه سال 87 مسؤولان امتحانات آزمون کارشناسی ارشد کامپیوتر در دانشگاه شهید بهشتی متوجه رفتارهای مرموز یک شرکتکننده شدند.
شرکتکننده لباس زنانه به تن داشت اما مسؤولان با دیدن دستان وی متوجه شدند او یک مرد است که با لباس زنانه در جلسه امتحان حاضر شده است!این شرکتکننده به دفتر رسیدگی به تخلفات در آزمونهای سراسری منتقل شد و همه ناباورانه متوجه شدند که وی یک مرد است که با پوشیدن لباس زنانه در آزمون حضور یافته است. پروندهای در این باره در هیات بدوی رسیدگی به تخلفات در آزمونهای سراسری تشکیل شد و کارشناسان به بررسی موضوع پرداختند تا راز این مرد زننما فاش شود.در تحقیقات گسترده این حقیقت افشا شد که داوطلب اصلی یک زن بوده اما شوهرش با پوشش زنانه در دانشگاه حاضر شده تا به جای وی امتحان دهد.پرونده این تخلف در شعبه سوم دادیاری دادسرای ناحیه یک تهران تحت رسیدگی قرار گرفت و مرد زننما وقتی در برابر دادیار عبدی حاضر شد ادعای عجیبی را مطرح کرد.
این مرد که دکترا دارد و پزشک عمومی است در بازجوییها گفت: چند سال پیش در انگلیس دورههای کامپیوتر را گذراندم و به ایران بازگشتم و مدرک پزشکیام را در یکی از دانشگاههای تهران گرفتم.وی افزود: در آن زمان با همسرم که مهندس کامپیوتر است آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. همسرم کارشناسی کامپیوتر دارد و آرزو داشت که روزی مدرک دکترایش را بگیرد. 3 سال بود که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت میکرد اما قبول نمیشد و خودش احساس میکرد به خاطر استرس و اضطراب پیش از آزمون است.یک شب پیش از امتحان همسرم به خاطر همین استرس، مریض شد و ناچار شدم او را به بیمارستان ببرم. نگرانش بودم و از او خواستم که امسال نیز در امتحانات کارشناسی ارشد شرکت نکند، چون سلامتیاش در خطر بود.
برای اینکه او را خوشحال کنم در اقدامی عجیب عصر روز جمعه (زمان امتحان) لباس زنانه پوشیدم و در جلسه امتحان حاضر شدم، بدون اینکه همسرم متوجه شود. چون به کامپیوتر علاقه دارم، همه سوالها را درست جواب دادم اما مامور انتظامات با دیدن دستانم به من شک کرد و موضوع لو رفت.پس از اظهارات این پزشک متخلف، پرونده در اختیار شورای حل اختلاف قرار گرفت و در جلسهای که با حضور رئیس هیات بدوی رسیدگی به تخلفات در آزمونهای سراسری تشکیل شد طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی شخص داوطلب (مهندس زن) و شرکتکننده (پزشک مرد) هردو به پرداخت جریمه محکوم شدند و مهندس زن از سال 88 تا پایان سال 92 از همه آزمونهای تحصیلات محروم شد.پزشک عمومی نیز از سال 88 تا پایان سال 94 اجازه شرکت در هیچ آزمون سراسری را ندارد.
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : پنجشنبه 1389/05/07 |
نوع مطلب :*گوناگون|
دين در شناسنامه و مشکل بچه دار شدن پس از ازدواج
از نکات جالب ديگر اينکه در شناسنامه هر شهروند لبناني، مذهب او درج مي شود و هر لبناني بايد پيرو يکي از مذاهبي باشد که دولت، آن را به رسميت شناخته است، حتي اگر اين شهروند به هيچ دين و مذهبي اعتقاد نداشته باشد و اين مساله امري است که در ازدواج و زندگي مشترک زوج هاي لبناني تاثير بسزايي دارد.
نويسنده : مسعود عرفانیان
|
تاريخ : پنجشنبه 1389/05/07 |
نوع مطلب :*گوناگون|